تالاب‌ها نواحی هستند که در آنها سفره آب زیرزمینی هم تراز سطح زمین یا نزدیک به آن بوده و یا زمین پوشیده شده از آب‌های کم عمق است. بیش از 65٪ تالاب های دنیا از سال 1900 ناپدید شده‌اند.

ایران جزو کشورهایی بود که در حوزه نگهداری تالاب‌ها و دریاچه‌ها در دنیا نقش ویژه و برجسته‌ای داشت. آنچنان که نخستین همایش کشورها برای امضای معاهده حفظ و حمایت از تالاب‌های با اهمیت جهانی درسال ۱۹۷۲ در شهر رامسر ایران تحت عنوان “کنوانسیون رامسر” برگزار گردید که در واقع قدیمی‌ترین توافق محیط زیستی مدرن بین دولتی در سطح جهان است.

ایران جایگاه مهمترین تالاب‌های خاورمیانه و دارای 41 نوع تالاب از 42 نوع تعریف شده‌ی تالاب‌هاست. اما 6 تالاب ایران، تالاب انزلی، تالاب هامون (دهانه جنوبی پوزک)، تالاب هامون (صابوری و هیرمند)، تالاب نیریز و کمجان و تالاب شورگل، یادگارلو و دورگه سنگی، در لیست سیاه مونترو (در معرض خطر) قرار دارند و برای خروج آنها از این وضعیت، باید فعالیت‌های مؤثرتری صورت گیرد. تنها حدود 32 درصد از مساحت تالاب‌های کشور باقی مانده است.

علل خشکی:

میزان بارش‌ها در کشور از نظر طبیعی 10 سال است که نصف و حتی به کمتر از نصف کاهش پیدا کرده است. از سویی میانگین دمای جهانی نیم درجه بالا رفته در حالی که این میانگین در کشور ما 2 درجه بالارفته که 4 برابر نرمال جهانی است؛ در واقع کشور ما با سرعت زیادی به سوی گرم شدن رفته است.

واﻗﻊ ﺷﺪن ﺗﺎﻻبﻫﺎ در ﭘﺴﺖﺗﺮﯾﻦ ﻧﻘﺎط ﺣﻮﺿﻪﻫﺎی آﺑﺨﯿﺰ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه ﮐﻪ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺜﺒﺖ ﯾﺎ ﻣﻨﻔﯽ در ﺑﺎﻻدﺳﺖ، اﺛﺮ ﺧﻮد را روی ﺗﺎﻻبﻫﺎ ﺑﮕﺬارد و ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ ﺗﺎﻻبﻫﺎ آﯾﯿﻨﻪ ﺗﻤﺎم ﻧﻤﺎی ﻋﻤﻠﮑﺮد در ﺣﻮﺿﻪﻫﺎی آﺑﺨﯿﺰ هستند. مدیریت منابع آب بالادستی که سدها هستند باید به قدری کارشناسی شده باشد تا آب به چشمه‌ها و تالاب‌ها که در پایین دست سدها هستند، برسد. در واقع این چرخه باید به قدری نظام‌مند باشد که از سد به رودخانه و بعد به تالاب برسد. اما با توجه به شرایط آب و هوایی در کشور، مناطق بالادستی هم آبی ندارند و آب رودخانه‌ها هم بدون الگو و برنامه مناسب برای آبیاری کشاورزان هدایت می‌شود و حقابه‌ هم به درستی به تالاب‌ها تعلق نمی‌گیرد.

توسعه اراضی کشاورزی بدون برنامه‌ریزی با اﻓﺰاﯾﺶ ﺑﯽروﯾﻪ ﺳﻄﺢ زﯾﺮﮐﺸﺖ اراﺿﯽ ﺣﻮﺿﻪﻫﺎی آﺑﺮﯾﺰ ﺑﺎﻻدﺳﺖ و بکارگیری الگوی کشت ناکارآمد از جمله کشت محصولات آب‌بر همچون برنج و ذرت، در کنار ﺑﻬﺮه‌وری ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﺨﺶ ﮐﺸﺎورزی و راﻧﺪﻣﺎن پایین ﻣﺼﺮف آب ﮐﺸﺎورزی، از جمله علل خشک شدن تالاب‌ها هستند.

از سویی، برخی تالاب‌ها از طریق کانال‌های زه‌کش و مازاد آب‌های بخش کشاورزی آبگیری می‌شوند که این امر موجبات ورود سموم کشاورزی به تالاب‌ها و آلودگی آنها را فراهم ساخته است.

پیامدها:

خشک شدن تالاب‌ها، پیامدهای زیست محیطی و اجتماعی مخربی از جمله افزایش دما، ایجاد کانون‌های ریزگرد، بیماری‌ها و مهاجرت را در پی دارد. برای مثال رطوبت تالاب‌های هورالعظیم، شادگان و بام دژ سبب تعدیل دما می‌شدند به همین دلیل در دهه 60 شمسی به ندرت دمای هوا به بیش از 45 درجه سانتیگراد افزایش پیدا می‌کرد. حالا با خشک شدن 50 درصدی تالاب‌ها در خوزستان تعداد روزهایی که دمای هوا به بیش از 45 درجه می‌رسد، زیاد‌تر شده و حتی تعداد روزهایی که دمای هوا به بیش از 50 درجه می‌رسد. به دنبال آتش‌سوزی تالاب هورالعظیم و شدت یافتن ریزگردها در خوزستان با پدیده آلودگی هوا، بیماری‌های ناشی از آن و حتی مهاجرت رو به رو هستیم.

اقدامات صورت گرفته:

دولت ایران چندین ماده را برای مدیریت تالاب‌ها در برنامه چهارم و پنجم توسعه در نظر گرفته است. همچنین طرح حفاظت از تالاب ها از سال 2005 در همکاری بین دولت ایران (سازمان حفاظت از محیط زیست)، صندوق تسهیلات محیط زیست جهانی (GEF) و برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) شروع شد. از جمله اهداف این طرح، صرفه‌جویی در مصرف آب و نهاده‌های کشاورزی (کود و سموم شیمیایی) از طریق تغییر رفتار کشاورزان در به کارگیری شیوه‌ها و فنون کشاورزی پایدار به جای شیوه‌های مرسوم سنتی در سطح مزرعه بوده‌ است.

قانون حفاظت، احیاء و مدیریت تالاب های کشور نیز در سال 96 تصویب شد و طبق آن هر گونه اقدام منجر به خسارت غیر قابل جبران به بدنه تالاب ها ممنوع است و پیگیرد قانونی دارد. سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت نیرو به ترتیب موظف به تعیین و تامین حقابه تالاب‌ها و دولت نیز مکلف به تامین اعتبار لازم برای اجرای پروژه‌های مربوط به تالاب‌ها شده است.